بحران امتزاج معنا و صورت

آقای جیم توی راه برگشت درباره ی پایان نامه ش توضیح داد... برایم جالب است یک گرافیست تا این حد (که ابدا حد کمی هم نیست) به «کلمه» احاطه دارد و با معنای کلمات دست و پنجه نرم می کند... مثلا امروز درباره ی اشتباهات رایج ما درباره ی کلمه ی «قصه» گفت... یا چیزی که برایم عجیب بود مقایسه ی کلمات «عبور» و «مرور» بود؛ و استعمال نابه جای ما...

تاملات میان متنی: یکی دو سال یش شبکه ی چهار مستندی پخش کرد در بزرگداشت ممیز. آن وقت که آن را می دیدم فکر می کردم چرا این نگاه ها توی گرافیست ها نیست. بس که این سال ها گرافیست های تکنیک مدار را دیده بودم و باهاشان کار کرده بودم، فکر می کردم ممیز یا آن گرافیست مجارستانی که اسمش خاطرم نیست، ایده آل هستن، یعنی واقعی نیستند!

تاملات بعدمتنی: کار با گرافیست ها همیشه برایم مسئله بوده. یعنی همیشه به گرافیست ها فکر کرده ام، توی ذهنم مقایسه شان کرده ام و برایشان داستان ساخته ام. توی خیالم گرافیست هایی که باهاشان در ارتباط بوده ام را مربوط کرده ام به شغل های مختلف: یکی را نقاش، یکی را راننده ی ماشین سنگین، یکی را استاد یک دانشگاه دورافتاده، یکی را شاعر و و و دیده ام...

/ 0 نظر / 17 بازدید