بحران دوری

این شب ها و روزها باید کرمانشاه می بودم. وسط ماجرا. هیچ چیزی مثل رفتن و بودن آن جا آرامم نمی کند... فکر کردن به ابعاد انسانی و جزئی ماجرا، حالم را خراب می کند. سعی می کنم برای جنبه های کلی تر فاجعه ای که رخ داده، چاره جویی هایی در حد و اندازه ی خودم بکنم... شاید ناآرامی ام کم تر شود...

/ 1 نظر / 5 بازدید
وقایع نگار

[وحشتناک] دل همه نا آروم بود...خیلی وحشتناکه همین اتفاق ها گاهی آدم رو به شک میندازه...به مفهوم حکمت الهی...عدالت ...نمیدونم...