بحران قبض و بسط روح

من که طلوع سپیده را هر صبح با چشم خودم می بینم... من که دیده ام پروردگارم دم دم های صبح چگونه نور را از لا به لای لایه های غلیظ تاریکی نشانم می دهد... و چگونه سایه ها و کدورت هستی را به نشاط و شور متصل می کند... جهان هر روز از شب به صبح می رسد... نگرانی ام بی هوده است!

/ 2 نظر / 16 بازدید
سوت

یادداشت خصوصی دیگه خیلی نامردیه :(