بحران ذکر ازلی 2

و اوست که غم می دهد و غم می زداید...

آقای ح تولدم را با یک قطعه موسیقی تبریک گفت که توضیحش "الهام نویسنده ی نت از افتادن برگی در مسیر باد" بود...

من این تعلیق جان کاه و جان افزا را می شناسم... توی بادها و گردبادها چرخیدن و چرخیدن... توی چرخیدن ها، خندیدن و گریستن... خنده های وصال و گریه های فراق... خنده های فراق و گریه های وصال...

تمام عمر، جانم ملتهب و بی تاب و نا آسوده بوده... انتظار رسیدن به آن "قرار" در من همواره و همواره تر بوده و در دلم، آرزویی جز او نبوده؛ او که غم می دهد و غم می زداید...

تاملات بعدمتنی: همین چند روز پیش توی چشم هام به جای نگاه، پر از "غم" بود...

/ 0 نظر / 16 بازدید