بحران برچسب های غیردقیق

به خاطر پيشنهاد الف، بدون اراده ساعت ها به مفهوم پاكدامني فكر مي كردم. تبار اين مفهومِ پرمناقشه برايم مهم نبود. مصداق هايش را در يك زندگي واقعي جست و جو مي كردم. با اين كه اين مسئله را براي هميشه در خودم پاسخ داده ام، فضليت بودن آن به شكلي سكولار برايم سوال زیر سوال است. هیچ قاعده‌ی مطلقی وجود ندارد. حتی نمی‌توانم آن‌طور که فمنیست‌های دوآتشه می‌گویند به فرهنگ باکرگی ربطش دهم. چراکه دقیقا استدلالِ عکسش هم باورپذیر است: پاکدامنی زن را قانونی تطوری در جهت کنترل مرد هم خوانده اند! هر دو استدلال قوی و قابل پذیرش اند. منتها نمی توانند عام و مطلق تلقی شوند. به نظرم یک قانون تماما فردی و مقتضی شرایط است که هر فرد در هر موقعیت برای خود تصویب و اجرایی می کند. با این حال بحث الانم، اینها نیست...

الف، پيشنهادِ از نظر من بي شرمانه اش را با شرم و محافظه كاري بسياري مطرح كرد. همان موقع كه نه، فردا صبحش الف براي من تمام شده بود!

الف در من مُرد اما فكر جسارت (شجاعت؟)ي كه به خرج داده بود، چند روز در من ماند...

براي تبريك سال نو با همه ي اصراري كه كرد، قراري نگذاشتم. تقريبا مطمئن بودم كه ديگر هرگز و هرگز تنها نخواهم ديدش.

اين هرگز هرگزها كه نوشتم، از انديشه ي صلب من نيست. براي الف يا هر فرد ديگري اين حق را قائلم كه كششي دوستانه-عاطفي-جنسي نسبت هر فردي داشته باشد. اما براي خودم هم اين حق را قائلم كه اگر به مرزهايم بي احترامي/بی توجهی شد، كمي بدقلق و خشك و عصبي رفتار كنم!

اين طور هم شد. من شدم طردكننده ي بي احساسِ "سنتي"!

سنتي را توي كوتيشن گذاشتم كه دقيقا روي همين برچسبي كه بهم زده شد، مانور دهم.

سنتي يعني چه؟ غالبا آدم ها سطحي تر از آن هستند كه بفهمند نداشتن مرز و معيار و محك براي زيست اجتماعي، نشانه ي مدرن بودن نيست!

اين توهم هم از آهنگ خوشي كه كلمه ي "كول" دارد، مي آيد. بله! آدم ها دوست دارند كول باشند. هيچ چيزي ارزش مكث و گير و گرفت ندارد.

حالا عكسِ تمامِ اين ها كه گفتم مي شود سنتي! يعني اگر پيشنهادي (جنسي، حرفه اي، تفريحي، هر پيشنهادي از هر نوعي) كه با "معيار"ي قبلا انديشيده شده، موجب رنج اخلاقي فرد شود، او سنتي است!

اين رنج اخلاقي كه نوشتم مهم است! از نظر خيلي ها فرد مدرن يا انسان نوين يا بشر قرن بيست و يكمي مي تواند پيشنهادي را بپذيرد يا نپذيرد؛ اما امان از وقتي كه چه بپذيرد چه نپذيرد، از نظر اخلاقي آن را نکوهش یا تحسین كند! اين جا ديگر از دايره ي كول بودن و بالطبع احساساتِ مدرن و تکثر را درك كردن، خارج مي شود.

پيش تر هم يكي دو مرتبه ي ديگر با اين برچسب سنتي مواجه شده بودم. چه ساده بودم كه بحث مي كردم و قصد داشتم خودم را از بارِ منفيِ اين اتصاف تبرئه كنم. چون دفاع از رنجش هاي اخلاقي ام باز دفاع از سنتي بودنم تلقي مي شد!

اين تجربيات، من را به اين پختگيِ ديرياب رسانده كه توضيح ندهم! اگر شخصي وسط بحثي كه قرار بوده متقاعدم كند، از برچسبي استفاده كرد، فقط لبخند بزنم؛ منِ سنتی ام (یا هر برچسبی که زده) را ازش بگیرم و اجازه بدهم فردِ دگمِ كول‌مشرب، به مدرن بودنش ادامه بدهد!

(گرچه این رفتار هم از نظر برخی، خودش نوعی کول بودن است! در این معنا، بله! بنده هم کولم!)

بحران: برچسب زدن در بحث ها، شاید نوعی فرار است. گاهی می بینم که افراد از توان و تحمل ادامه ی بحث با حس برنده بودن، ناامید می شوند و بعد استفاده از برچسب، راه میان بُری می شود برای رهایی از ورطه ی پذیرفته شدن موضع طرف مقابل!

اگر این برچسب ها خالی باشند از بارهای منفی ای که غالبا به آن ها الصاق می شود، می شود گفت فرد، برچسب نزده بلکه توصیف کرده یا اصلا نظر و سلیقه اش را گفته. اما غالبا وقتی از اصطلاحی در جایگاه برچسب استفاده می شود، منظورِ ضمنیِ گوینده این است که شقِ مقابل یا اصطلاح/مفهومِ مقابلِ برچسبی که استفاده شده، خوب و مثبت و این تو هستی که بد و منفی هستی. نتیجه ی چنین ترفندی هم مشخص است: فرد برچسب خورده حتی اگر از موضع خود دفاع هم بکند، باز احساس شکست دارد، چون دارد از یک چیز «بد و منفی» دفاع می کند... غالبا آدم ها متوجه چنین مکانیسم هایی که به طور ناخودآگاه بر گفت وگوهای حتی روزمره سیطره می گسترد، نیستند. به همین خاطر به این بازی ها تن می دهند. همین می شود که وقتی مدام به یک فردِ بازی خورده در این گفت و گوهای برچسب زننده، گفته می شود تو سنتی هستی؛ به خاطر تلاشِ مضاعفی که در دفاع از برچسبش کرده و القایی که جمع به او داشته، می شود همان «سنتیِ بد و منفی» و کم کم تصورِ «سنتیِ خوب و مثبت» را برای همیشه از دست می دهد. حتی شاید ناخودآگاه شروع کند به مبارزه با «مدرنِ خوب و مثبت» بودن؛ اول در ذهن و سپس به طور علنی و همیشگی... آدم های کمی را می شناسم که بازی های لغزنده ی گفت و گوها را بتوانند در لحظه حلاجی کنند و از اثرهای ماندگار آن ها به طور واقعی جلوگیری کنند.

/ 0 نظر / 34 بازدید