بحران تعامل ذهن و روح

مصاحبه ی دکتر میم.الف.قاف را که کدگزاری می کنم، چه چیزها که توی ذهنم نمی سازم! می توانم ساعت ها فقط به یک جمله اش فکر کنم! مثلا همین تفکیک میان ذهن و روح جامعه... هرچند خودش از جمله کسانی بود که توی نشست نقد کتاب دکتر الف.میم، آنچه در اینجا روح جامعه خوانده را تسخرزنان زیر سوال می برد... ولی خب... بازم از جمله آدم هایی می دانمش که توی انکار یا کنار زدن روح جامعه، تندرو نیست...

من می توانم از این موضع، کتاب سخت دکتر آ را ورق بزنم و نکته هاش را توی تلگرام برایش خودش بفرستم. بعد دکتر آ با آن زبان فاخر و کمی اغراق آمیزش ازم تشکر کند که دارم «تلاش» می کنم.

این ها چیزهایی است که گرچه به ذهن کوچک خودم نرسیده، اما وقتی می بینم از طرف آدم های دیگری دنبال می شود، خوش حال و راضی ام می کند. ذهنم را غرق می کند.

درواقع فکر می کنم این ها برای من معناسازند. این که متافیزیک و اعتقاد به آن و نهادهایی که این اعتقادات را ایجاد و تثبیت کرده اند، یک سره و با یک دست رانده نمی شوند... این که «تاریخ زیسته»ی بشر (تاریخ واقعی) نفی نمی شود، تحلیل و صورت بندی می شود... این که هنوز دانشگاهیانی هستند که این تاریخ را تکوینی،تفسیر نمی کنند؛ آن را «در تداوم» آنچه بوده، تفسیر می کنند...

همه ی این ها بهم امید می دهد به پنجاه سال آینده خوش بین باشم. انقدر از اضمحلال نگویم و ننالم. راضی ام می کند که امید داشته باشم به کار امثال دکتر الف.میم. حتی اگر آن استاد معروف وسط صحبت هاش جلسه را ترک کند...

/ 0 نظر / 4 بازدید