بحران های من
آرشیو وبلاگ
نویسنده: ف، م - چهارشنبه ٧ امرداد ۱۳٩٤

دوستی های با واسطه را دوست ندارم. به نظرم از احساس بلاتکلیفی رنج می برند. نه اختصاصی هستند، نه غیراختصاصی. یعنی نمی دانم که شخص ثالث، دوست من است یا دوست دوست من. و این برای من که غالب روابطم روح منحصر به خود (منحصر به همان رابطه) را دارند و رابطه های کلیشه ای را دوام نمی آورم، قابل چشم پوشی نیست. به همین خاطر این طور دوستی ها برایم عمیق نیستند. شدید که اصلا. خیلی هم به دلم نمی نشینند... اما این یکی فرق می کند. من را به خودم نزدیک تر کرده. من را با خودم دوست تر کرده. و آن احساس اطمینانی که در هر رابطه ای (مادر و فرزندی، دوستی، هم کلاسی، هم کاری، استاد و شاگردی و و و) دنبالش هستم، این روزها تنها با او به من منتقل می شود. فقط خودم می دانم که چه قدر روح هایمان به هم نزدیک و چه قدر حالم در هوای اوست...

بحران: دوستی با واسطه، این بار خوب بوده؛ اما حیف... حیف که دور است و دیر است و محال... محال تر از هر محال...

کدهای اضافی کاربر :