بحران های من
آرشیو وبلاگ
نویسنده: ف، م - پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳٩٤

یک نفر تصمیم گرفته وبلاگش را آپ نکند. این به من چه ربطی دارد، نمی دانم. اما بعد از خواندن پست آخرش، چون این جا را می خواند، تصمیم گرفته بودم عین همان متن را این جا پست کنم! که مثلا ببیند خواننده ای که حدود سه سال است می خواندش، چه حالی پیدا می کند بعد از دیدن "اطلاعیه ی تعطیلی". بعد دیدم او مسوولیتی در قبال من نداشته، کاملا شخصی و کاملا ناگهانی دلش خواسته حصار از خود ننوشتن را دورش بکشد. اعتراض من به ننوشتنش مساوی است با زیر پا گذاشتن احترامی که برایش قایلم. پس درخصوص تصمیمش سکوت می کنم. اما...

اما دلیلی که برای این کار آورده ذهنم را به چالش کشیده. نوشته صریح نوشتن را می پسندد و چون روزنگاری می کند، این صراحت شامل قضاوت در مورد دیگران نیز می شود که غالبا خوشایند نیست و فلان و فلان...

حرفش را قبول دارم، دربست. اما سوالی که پیش آمده این که: چه اصراری در عریان کردن خود در برابر دیگران دارد؟

برای رد مصالح عریانی نیز قصد ندارم استناد کنم به یکی از تکنیک های تخلیه ی روانی، که طی آن فرد اعترافات خود را مو به مو و حتی با تاکید بر استفاده از واژه ها و حالات مستهجن، می نویسد و بعد از آن، به منهدم کردن نوشته/کاغذ/فایل مربوطه می پردازد. این انهدام، گویی در روان آدمی مصادف می شود با دیس آون کردن (disown)/دور کردن/از خود واکندنِ احوالات آزاردهنده از فرد. یعنی در روان شناسی، اعتراف نزد خود نیز، تنها با دوری جستن از آن و دیس آون کردن آن، اثر سازنده دارد.

حتی نمی خواهم بگویم وقتی پوشش کنه انسان در ملاء عام و خاص جزء ساختار وجودی او محسوب می شود؛ چرا خود ما سعی در ایجاد اخلال در این روند داشته باشیم.

و نیز نمی خواهم این را دست آویز قرار دهم که انسان برخوردار از سطوح متفاوتی از ساحات وجودی است که برخی از این سطوح نه تنها لزومی در عمومی شدن شان نیست، بل که عمومی شدن شان مصادف می شود با تخریب آن ها. تخریب یکی از سطوح ساحات وجودی (یا به تعبیری کلیشه ای: حریم شخصی. که می تواند مادی یا ذهنی باشد) فارغ از هزینه های اجتماعی آن، چه دردسرهای شخصی و روانی که به بار نمی آورد...

با احترام به اویی که جسورانه از لایه های متعدد ذهنش پرده برمی داشت، در برابر این سوال بی پاسخم که عریانی مطلق چه ارزش فردی ای می تواند داشته باشد؟! من در مورد صداقت، یک رویی، جسارت ابراز خود آن طور که واقعا هستیم، صحبت نمی کنم؛ من از درون خود فرد می پرسم. به هیچ وجه دروغ را توصیه نمی کنم، اما آیا ابراز همه ی راست ها مساوی است با راستی؟!

بحران: تنها نگرانی ام ناراحتی احتمالی اوست بعد از خواندن این متن...

تاملات میان متنی: نمی دانم منی که تاملات روزانه ام را تحت عنوان "بحران" قلمی می کنم، در بیان پرسشی که قصد طرح آن را داشتم، موفق عمل کرده ام یا نه؟

تاملات بعدمتنی: این پست شاید در مذمت عدم پاس داشت حرمت "خلوت انسانی" نیز باشد. هنوز به آن فکر نکرده ام.

کدهای اضافی کاربر :