بحران های من
آرشیو وبلاگ
نویسنده: ف، م - چهارشنبه ۳ تیر ۱۳٩٤

به صورت تجربی نسبت به مردهایی که زیادی از حقوق زنان دفاع می کنند، شکاکم. به خصوص اگر با آن ها درخصوص لعبت بودن بسیاری مفاهیم این حوزه، وارد بحث شوم و انکارهای کوبنده ای بشنوم. مرد اگر به صورت واقعی و نه شعاری و ژستینگ، حقوقی برای جنس زن قایل باشد، حس احترام و اعتبار ناشی از آن حقوق بدون بیرون زدن رگ گردن، به زنانی که با او در تعامل اند، منتقل می شود. دست خودم نیست، دستگاه تحلیل ذهن من تقلای غالب مردهایی که در بلندای مقام زن یقه می درانند، را تلاشی در جهت پنهان کردن سویه ی "نفی زن"ای تفسیر می کند که در باور مردان مذکور فوج می زند. این تفسیر را فرد یا افرادی می توانند قبول نکنند. به هر حال در ساخته شدن ذهنیت شخص نسبت به هر موضوعی، تجربیات بی واسطه ی او، بیش از هر موافقت و مخالفتی نقش ایفا می کنند.

مقوم این باورها در من هم تجربیات بی واسطه ام هستند. مثلا چند روز پیش وسط جمع بیست و چند نفره ای درخصوص حقوق زنان بحث و جدل می کردیم. صریحا مخالفتم را با برخی نظریات خام اعلام کردم؛ اعلام کردم که در نظر من -علی رغم موج ایجاد شده- تلاش برای حضور زنان در ورزش گاه نیازی کاذب است؛ هم چنین گفتم تساوی وظایف و حقوق زن و مرد را قبول ندارم. جالب این که دو نفری که سفت و سخت، علیه حرف های من سخن می راندند، مرد بودند. آن ها روی تلاش و اعتراض و جنبش زنان برای احقاق حقوق شان، تاکید داشتند. تاکیدهایی که به دلیل شکاکیت تجربی ام، ابدا زیر بار آن ها نرفتم. من منتظر استدلال های قوی بودم. نمی گویم استدلال های علمی، چراکه بحث های ما اغلب دانش ورانه در معنای عام آن هستند و کم تر به بحث های چهارچوب مند علمی تبدیل می شوند. بعد به جای استدلال فکر می کنید با چه چیزی مواجه شدم؟! یکی شان نه در جمع، بل که در پیامی خصوصی خطابم می کند که: "فلانی! همه چیز را زیادی جدی گرفته ای. من داشتم تفریح می کردم"!!!

اتفاقی که افتاد، فارغ از جنسیت آن فرد، از دو حالت خارج نیست:

1. میان تحصیل کردگان جامعه ی ما افرادی هستند که مواجهه شان با مسایل مبتلابه جامعه، بخشی از برنامه ی تفنن و تفریح شان محسوب می شود. این شاید از شوخ طبعی آن افراد باشد، چه عالی! اما سوالی که پیش می آید این که: به لحاظ اخلاقی فرد متفنن اجازه دارد تا چه حد وارد بحثی جدی شود؟!
2. میان تحصیل کردگان جامعه ی ما افرادی هستند که مجهز به دلایل کافی برای نظرات خود نیستند و هنگام فشار در برابر موضع مخالف، زیر همه چیز می زنند و تفریح می کنند!
بحران: من به تازگی با یک عدد تحصیل کرده ی متفنن آشنا شده ام، شما چه طور؟!   ؛)
کدهای اضافی کاربر :