بحران های من
آرشیو وبلاگ
نویسنده: ف، م - شنبه ٢۳ خرداد ۱۳٩٤

ای میلی برایم فرستاده حاوی کپچر اسکرین/اسکرین شات از صفحه ی یک سابقا دانشجو و تحلیل گر اکنون. مطلب خوبی است و در پس بازی با واژه ها، حرفی هم برای گفتن داشته... به جای تشکر، پیام محترمانه ای که مقداری خشم هم در آن تعبیه شده، برایش می فرستم با این مضمون که "چرا عکس صفحه را فرستادی و لینکش را نه؟"

چون فرد مورد نظر کارشناس ارشد پژوهش گری است، در پاسخش شیوه ی ارجاع نویسی جدیدی(!) را یادم می دهد: "وقتی از ذکر منبع حرف می زنیم، عکس منبع رو هم شامل می شه و فکر نمی کنم این کار بار حقوقی، چه برسه به بار اخلاقی که تو گفتی، داشته باشه"!!!

چون ارتباطم را با او قطع کرده ام و برایم مسجل است که این پیام ها به قصد "ارتباط" فرستاده می شوند و محتوای آن ها محل تامل طرف مقابل نیست، جواب دیگری نمی دهم...

بحران: باید روزی بفهمیم که وبلاگ یا صفحه ی مجازی یک فرد حقیقی با مطالب سایت ها و روزنامه ها تفاوت دارد. غالب سایت ها با استفاده از مطالب شان یا عکس صفحات شان در صورتی که با ذکر منبع همراه باشد، مساله ای ندارند. و تنها مساله ی ارجاع به نام/عنوان/برند را دنبال می کنند. اما در مورد اشخاص با کپی کردن کل مطلب، آمار بازدید از صفحه و یا بازدید از مطلب مورد نظر پایین می آید... و این برای اشخاصی که تخصصا و پژوهشا صفحه ای را مدیریت و به روز می کنند، قابل چشم پوشی نیست.

کدهای اضافی کاربر :