بحران های من
آرشیو وبلاگ
نویسنده: ف، م - شنبه ٩ خرداد ۱۳٩٤

روزهای بحرانی غریبی بر من گذشته است، روزهایی سخت از جنس سنگ. با بحران های ریز و درشت بسیار در چالش بودم، چالشی فهم نشدنی. در واقع چالش هایی فهم نشدنی... اصلا همین که نمی نوشتم شان، نشان از عدم توانایی م در تشخیص و تحلیل شان داشت...

امروز☆، علت العلل یا "بحران مادر" را از طریق کشف و شهود، دریافتم. دریافتی، دریافتنی! و دیدم چه طور تمام بحران های ثانوی که حلقه وار در پی آن، اعلام موجودیت کرده بودند، به فنا و نیستی واصل شدند، به عدم...

از غروب جمعه ای که گذشت -به رغم این که غروب های جمعه غالبا رایحه ای از دل گرفتگی باید به مشام رسد- از بند غم رسته ام. چشم هایم روشن و از اطمینان سرشارم...

بحران: بحران؟! اصلا و ابدا ؛)

 

☆این نوشته در بامداد شنبه، پست می شود و "امروز"، یعنی جمعه!

کدهای اضافی کاربر :