بحران های من
آرشیو وبلاگ
نویسنده: ف، م - دوشنبه ۳۱ فروردین ۱۳٩٤
به توصیه‌ی دوستی «کشف‌المحجوب» به دست گرفتم. می‌دیدم و می‌خواندم که گلایه‌های کاتبان از آن سال‌ها تا کنون فرق چندانی نکرده. آن موقع و هنوز هم، وقتی فردی قلم به دست می‌گیرد از ریاکاری و دغل بازی و دروغ پردازی مردمان زمانه‌ی خود در شکایت است. بدون هیچ ارزش‌گذاری منفی، متن مکتوب نگاهی از بالا به موضوع خود دارد. و نگاه کاتب، حاوی نوعی برترپنداری خویش و تحقیر دیگران است...
از این‌جا صحبت را کشیدم به این بحث پرمناقشه که حتی نگاه‌های بالا نیز از خودآگاهی لازم برای تشخیص و درمان امراض اجتماعی برخوردار نیستند. و مثال‌های کلیشه‌ای پزشکان سیگاری و شاعرانی که بدون افیون زندگی نمی‌گذرانند، را چاشنی تحلیلم کردم. جمع ما شامل دو نفر شاعر، من و فردی مجرب در حوزه‌ی نشر کتاب‌های نفیس بود. و طبیعی بود که مخالف من باشند.
بحث من از این استدلال به ظاهر ساده تغذیه می‌شد که شاعری که مضامین بلند را از طریق تخدیر ذهن می‌آفریند، چه حقی در داشتن نگاه برتر دارد و اساسا چرا باید وی را از نخبگان دانست؟
تخدیر برای من مساوی بود با فریب ذهن و تزریق مقداری «مصنوع» به طبیعت و ذات اصلی خود. و تصورم این بود و هست که اگر به عنوان مثال برای یک شاعر توصیه به جهان برتر از طریق تخدیر میسر می‌شود، شاید برای فرودستان نیز تخدیری نه از جنس افیون و شاید از جنسی دیگر، چنین نگاهی را بیافریند. و اگر هر فرد، تخدیر مخصوص به خود را دارد پس نگاه برتر معنی خود را از دست می‌دهد...
ما همین طور بحث کردیم، حدود دو ساعت. و ترجیع‌بند رای من در این بحث، ناخودآگاهی گسترده در نوع بشر بود. من این عدم خودآگاهی را در فرودستان، به شکلی آشکار و در فرادستان، امری پنهانی تشخیص می‌دادم و از موضع خودم دفاع می‌کردم...
بحران: تخدیر ذهن من که موجب کنش‌های رفتاری، تکانه‌های روانی و تصویرهای ذهنی‌ام می‌شود، دقیقا چیست؟ آیا راهی برای تشخیص و تمییز آن وجود دارد؟ و آیا این تخدیرها، قابل ترک هستند؟ من مشتاق شده‌ام خودِ خودم را بدون هر گونه تخدیری ملاقات کنم...
تاملات میان‌متنی: از اصطلاحات «فرودست» و «فرادست» صرفا برای پیشبرد بحثم استفاده کرده‌ام و مصداق‌های رایجی را که شامل می‌شوند، اغلب نسنجیده می‌دانم.
پی‌نوشت: طبیعتا همه‌ی شاعران را «معتاد» نمی‌پندارم. در آن جمع از چهار نفر شاعر معاصر نام برده شد که آلوده به افیون برای ساخت معانی بلند، نشده‌اند؛ البته هنوز ;)
کدهای اضافی کاربر :