بحران های من
آرشیو وبلاگ
نویسنده: ف، م - شنبه ۱٥ فروردین ۱۳٩٤

از بیرون آدم سخت‌گیر و چه بسا فوق‌العاده سخت‌گیری به نظر می‌رسم. این سخت‌گیری شامل حیطه‌های بسیاری می‌شود. حوزه‌ای که امروز به فکرم هجوم آورده و شکل بحران به خود گرفته، حوزه‌ی روابط بینافردی‌ام است.

گرچه آن‌طور که گفته آمد «از بیرون» سخت‌گیر و نفوذناپذیر به نظر می‌رسم، اما «از درون» چنین سخت‌گیری‌ای در خودم نمی‌بینم. نمی‌بینم چون شاید اصلا سخت‌گیری‌ای در کار نیست که دیده شود! همین نبودن سخت‌گیری یا کافی نبودن میزان آن آزارم می‌دهد.

این درست که «انسان، موجودی اجتماعی است»! اما اجتماع همیشه تا حدودی و برای ساعات محدودی در گستره‌ی تحمل من جایی دارد. این به معنی گریز از اجتماع نیست. از نظر خودم این تنها نشان دهنده‌ی بی برنامه نبودن است. منظورم از برنامه متنی مکتوب و مدون در این باره نیست. بل‌که بیش‌تر مرتبط با موضوع «فکر شده» عمل کردن در قبال اطرافیان است.

من فکر شده رفتار می‌کنم. تقریبا در پس هر امری که در مواجهه با خود می‌بینم و هر عملی که از نهادم سر می‌زند، تاملی نهفته است – گاهی نیز نهان نیست و کاملا عیان در جلوه است.

امروز به صورت بحرانی به فکر شده نبودن بسیاری از روابطم پی برده‌ام. متوجهم که ترکیب «بسیاری از روابط» در این جمله، تا حدود زیادی شامل اغراق است. اما این اغراق بی جهت نیست.

این‌که می‌گویم فکر نشده به معنی به فکر خطور نکردن و یا محلی از تامل نبودن این روابط نیست. چراکه اتفاقا به همین روابط فکر نشده، بارها و بارها فکر کرده‌ام. بیش‌تر منظورم، برنامه‌ی مشخص در راستای تعیینِ نقش یا کارکرد هر فرد در زندگی و ذهن من است. این تعین هم شکلی قطعی و بی ابهام ندارد، بل‌که منظورم تعینی نسبی است. این تعیین محدوده‌ی رابطه و نقوش افراد نیز نیاز به بازنگری گاهی هر روزه است.

من این بازنگری را انجام داده‌ام و می‌دهم. اما در اعمال برخی تصمیمات جدید که از تغییر نکاهم به فرد یا رابطه‌ای که با وی دارم نشات گرفته، ناتوان شده‌ام. به وی‍ژه در خصوص یکی دو مورد از روابط. من به طرز غم‌انگیزی به بیهوده و حتی اضافی بودن یکی دو مورد از روابط سابقا سازنده و پربارم پی برده‌ام و به دنبال مفری نه برای کم شدگی که برای حذف شدگی این روابط از زندگی شخصی و کاری‌ام هستم.

بحران: نگرانی امروز من علاوه بر یک سره نبودن تکلیفم با برخی از آدم‌ها و روابطی که با آن‌ها دارم، مربوط به چگونگی خاتمه دادن به نقش ناخوشایندی است که برایم ایفا می‌کنند. اخلاقا خودم را مسئول ضربه‌ای که از اتمام رابطه به آن‌ها وارد می‌شود، می‌دانم.

کدهای اضافی کاربر :