بحران های من
آرشیو وبلاگ
نویسنده: ف، م - یکشنبه ۱٠ اسفند ۱۳٩۳

واضحا مشخص نیست که کبر غیرطبیعی برخی از چه منبعی تغذیه می‌شود که همیشه برای نمایش و فخرفروشی‌های حماقت‌بار قبراق و پرانرژی به نظر می‌رسند. این به خصوص در سازمان‌هایی که همکاران بالای سه – چهار سال با هم در ارتباطند، نمود مضحک‌تری پیدا می‌کند. معتقدم در ادارات دولتی روابط به شکلی اساسی از حالت انسانی و عمیق خارج شده و به سمت ارتباطاتی مکانیکی و تصنعی و کلیشه‌ای بدون هیچ معنای منحصر به فردی یش روی می‌کنند. مثلا کله پوکی که تا دیروز در دخمه‌های سازمان مشغول جویدن ناخن‌ها به خاطر تماشای موفقیت دیگری بوده، وقتی برحسب تصادف که نه، به خاطر تلاش در ارائه‌ی انواع پاچه خواری‌های پنهان و آشکار به دخمه‌ی بالاتری راه پیدا کرده؛ حتی طرز نگاهش به شکل غریبی شبیه کله پوک پیشنی می‌شود که بر اثر زیرآب زنی او دچار تنزل جایگاه از این دخمه به خمه‌ای پایین تر شده و به تبع این انزال، دستش از منبع نه چندان لایزال نفت ملی کمی کوتاه‌تر شده...

سوال این‌که: آیا پست و مقام دولتی در راستای تولید ملی در کار تولید کبر اضافه برای پوشاندن ناکارآمدی غاصبین مشاغل دولتی هستند؟ یا این فرایندی کاملا روان‌شناختی است که برخی در تلاش‌اند به هر نحو امکان "تمایزی" که گاه چندان واقعی نیز نباشد را ملتمسانه به دیگران اثبات کنند؟

کدهای اضافی کاربر :