بحران های من
آرشیو وبلاگ
نویسنده: ف، م - جمعه ٦ امرداد ۱۳٩٦

گزارشم را فرستادم برای آقای ب. توی ای میلم نوشته بودم دلم می خواهد کجا منتشر شود. تا شب که خبری نشد، فکرکردم حتما نتوانسه موافقت دبیر سرویسش را جلب کند. چون گزارش طوری بود که می شد تفسیرهای ضددولت هم ازش داشت... برای چند نفر دیگه هم  فرستادم...

فردا صبحش (یعنی پریروز) لینک گزارشم را که توی دو تا سایت منتشر شده بود فرستاد. آخرش هم نوشته بود زحمت آقای ح بود!

دنیا روی سرم خراب شد!

من خیلی وقت است از آقای ح دوری می کنم و انقدر هم در این فاصله گیری مصمم هستم که دلم نمی خواهد حتی منت های این جوری اش روی سرم باشد.

در واقع آقای ح برای من مصداق کسانی است که نیکی به دیگران را به خاطر نفس نیکی انجام نمی دهند، یعنی قصدشان انتشار خوبی و خیر در عالم هستی نیست؛ بلکه کمک به دیگران برایشان حکم صندوق پس اندازی را دارد که به موقع از آن برداشت کنند...

حالا من این تفسیرهای شبه اخلاقی در مورد آقای ح را با کسی در میان نمی گذارم؛ چون فعلا در زمانه ای به سر می بریم که شعار پوچ «قضاوت نکنیم» بر مغزهای تهی مان فرمانروایی می کند. این را فقط این جا می نویسم که یادم بماند آقای ب چه طور با گذشتن از مرز 34 سالگی همچنان کودکانه نادانی می کند و سعی می کند بین من و آقای ح صلح برقرار کند. و آقای ح چه طور از نادانی و حماقت آقای ب بهره می برد برای نرم کردن دل من!

بحران: امان از بی مبالاتی ها

کدهای اضافی کاربر :