بحران های من
آرشیو وبلاگ
نویسنده: ف، م - چهارشنبه ٢۸ تیر ۱۳٩٦

درک عالم هستی (آن گونه که هست، نه آن گونه که می پنداریم)، نیاز به قلبی فراخ و عزمی استوار دارد...

ماه های پیش وقتی پای سخنرانی دکتر ه.و نشسته بودم و از «وجود» می گفت؛ درک روشنی از این جمله نداشتم که «وجود در عالم هستی، یکی است؛ و هر موجودی، تکه ای از آن وجود مطلق است»... این روزها با بهت و حیرت بسیار به ادراکات بی واسطه ای از این جملات می رسم...

اتفاقات روزهایی که گذشت انقدر عاجل و پرشتاب بود که ذهنم به هیچ گونه تحلیلی راه نمی برد؛ تنها به ادراکات (بدون واسطه ی هر گونه تحلیلی) رسیده ام...

زندگی، آن گونه که الان می فهممش فقط جای نیکی کردن است؛ جای ساختن خاطرات خوب برای آدم ها؛ جای صبر؛ جای... آه...

کدهای اضافی کاربر :