بحران های من
آرشیو وبلاگ
نویسنده: ف، م - دوشنبه ۱۳ بهمن ۱۳٩۳

1. از گپ و گفتی دوستانه به سمت موضع‌گیری‌ای حاوی خشونت حرکت کردیم... و قهر! برخلاف مواقعی از این دست به هیچ وجه گریه نکردم، قلبم تپش نداشت و اون حس تلخ بهم غلبه نکرد. در طول صحبت‌های پایانی او – که به قطع تلفن منتهی شد، بدون شنیدن خداحافظی من – لبخند آرومی به لب داشتم. این لبخند بعد از قطع تلفن هم با من بود...

2. اسفار چهارگانه رو می‌خوندم و به سفر شخصی خودم فکر می‌کردم: من الان و این‌جا در حال سیر تو کدوم مرحله هستم؟!

کدهای اضافی کاربر :